فایل آکورد گیتار از ناصر عبدالهی با فرمت PDF
لصفا برای دانلود کردن روی گزینه ها کلیک راست کرده و گزینه save target as کلیک کنید
ناصریا تو که تا حالا غمت دیده از دنیا خوشی ندیده از همه که بدت دیده
ستاره بود غزل بود ترانه بود و تو بودی ، هزار حادثه اما بهانه بود و تو بودی
زلف رها در بادت آخر داد بر بادم لایق نبودم بندگی را کردی آزادم
من خودمم نه خاطره منظره ام نه پنجره من یه هوای تازه ام نه انعکاس حنجره
پشت این پنجره ها وقتی بارون می باره وقتی آهسته غروب تو خونه پا میزاره
یه رؤیا... یه روز از همین روزها روی شب پا میزارم توی قاب لحظه ها عکس فردا
یه روز دلم گرفته بود مثل روزهای بارونی ازون هواها که خودت حالو هواشو میدونی
نتوان گفت که این غافله وا می ماند ... بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما
نا مهربانی ... در دیگران می جوئیم اما بدان ای دوست
جواب سئالم تو باشی اگر ز دنیا ندارم سئوالی دگر... تو ای عشق او را به دریا ببر
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم..دلی سربلند و سری سربزیر
این شفق است یا فلق مغرب و مشرقم بگو
اهل باران ... از دیار شعر و شرجی ... همنشین ماهو دریا صفای بوی شرجی
یا فاطمه بنت نبی ای همدل و جان علی ای تاج نور دنیا یا زهرا
ای عشق تو ایمانوم از عشق تو بی جانوم ای مرهم دردانوم جانانه تو نازتکه
تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد تو بهت تلخ غربت اسیر بی کسی شد
از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب
بهار بهار صدا همون صدا بود صدای شاخه ها و ریشه ها بود
از غصه آرومم اینه از شادی اومیدم اینه... از صبا خبروم نینه تا صبا آرومم نینه