ساز دهنی

Lawrence Cecil Adler ,  1914 –  2001
Lawrence Cecil Adler , 1914 – 2001
ساز دهنی
سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم 1 در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریكا 2 در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم 3 و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را دركـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا كنید.

در دنیای بلوز، پاپ، جـاز و راك، صدای سازدهنی‌ ها به گوش مـی ‌رسند. سازی كوچك كه انواع صداها از آن به گوش می رسد. آنچه كه به وسیله لیتل والتـر(Little Walter)، جونیور ولز (Junior Wells)، هاولین ولف (Howlin’ Wolf)، جیمز كاتن (James Cotton) یا میك جگر (Mick Jagger) نواخته می‌شود همگی ساز دهنی یا هارمونیكا هستند، اما هر یك صدایی منحصر به خود دارند.



هارمونیكا كه نوای آن سالهاست روح و قلب جهانیان را تسخیر كرده، سازی ساده و بی‌ تكلّف است. از موسیقی كلاسیك گرفته تا كانتری گاوچران‌ها، از آهنـگهـای احساسی دور آتش كمـپ گرفته تا هیجان راك اند رول (Rock and Roll)، تا غصّه‌های یك بلوزنواز تنها در نیمه شب، همه و همه با یك ساز ساده قابل اجرا هستند و كوچك و قابل حمل بودن و راحتی نوازندگی، آن را به یكی از پر طرفدارترین سازها تبدیل كرده است.

اوتیس اسپن (Otis Span) پیانیست مادی واترز (Muddy Waters) كه یكی از بزرگترین و تاثیر گذار ترین آهنگسازهای سبك بلوز است می گوید: 'هارمونیكا مادر گروه موسیقی بلوز است'.



با انتخاب هارمونیكا برای یادگیری و نواختن‌،‌ شما به مسیری طولانی از نوازندگانی كه قلبشان را از میان یك قطعه كوچك حلبی به تراوش در می‌آورند، می‏پیوندید.

از نظر تاریخی، چینی‌ های باستان نوعی سازدهنی با زبانه‌ های چوبی داشته‌ اند و موتسارت قطعه‏ ای برای سازدهنی شیشه‏ای (یك ساز كاملاً متفاوت متشکل از یك سری قطعه شیشه‌های كوك شده) نوشت.


سازدهنی کروماتیک و دیاتونیک
انواع هارمونیکا
هارمونیكا دارای دو نوع اصلی است. نوع اول آن در گام كروماتیك است (Chromatic Harmonica) و همانطور كه انتظار می رود، تمام نتهای گام كروماتیك (اعم از پرده و نیم پرده) توسط آن قابل اجرا است. از نظر ظاهر، این ساز دارای یك كلید در انتهای آن است كه با فشردن آن، چه در حالت مكش (Draw) و چه در حالت دمش (Blow)، نت مربوط به هر سوراخ نیم پرده بالاتر نواخته می شود.

ساز دهنی كروماتیك برای قطعاتی مناسب است كه ملودی قطعه در گامی با بیش از 7 نت است. به همین دلیل این ساز معمولا در موسیقی پاپ، جز و كلاسیك استفاده می شود. 'ژان توتس تیلماتز' (Jean Toots Thielemans)؛ یكی از بزرگترین نوازندگان این ساز به سبك جز است و سبك او، تحولی در نوازندگی این ساز ایجاد كرد.

بزرگترین نوازندگان هارمونیكای كروماتیك ، Stevie Wonder، Robert Bonfiglio و Larry Adler هستند و گروه 'جری مورادز هارمونیكتز' (Jerry Murad’s Harmonicats)، بسیاری از قطعات كلاسیك را به صورت كوارتت هارمونیكا اجرا كردند.


نوع دیگر این ساز، در گام دیاتونیك است (Diatonic Harmonica). همان گونه كه از نام این ساز معلوم است، این نوع هارمونیكا در گام های كروماتیك ساخته می شوند و تنها دارای نتهای موجود در آن گام می باشند.

بنا بر این بسته به گام یك قطعه موسیقی، از هارمونیكا با كلید همان گام استفاده می شود و برای نواختن سایر نتهایی كه در گام مربوط وجود ندارند از تكنیك های خاص زبان، حنجره و لب استفاده می شود.

به هارمونیكای دیانونیك، هارپ (Harp) نیز می گویند. این نوع ساز متداول ترین نوع هارمونیكا است و در موسیقی راك، فولك و به خصوص بلوز از آن استفاده می شود. مطرح ترین نوازندگان این ساز افرادی چون سانی بوی ویلیامسون 2 (Sonny Boy Williamson II)، سانی تری (Sonny Terry)، چارلی ماسل وایت (Charlie Musclewhite)، لیتل والتر (Little Walter) و ... بوده اند كه هر كدام به نوعی با تكنیك های بدیع، تحولی در نوازندگی این ساز ایجاد كردند.

امروزه صدای دلنشین این ساز در آهنگهای باب دیلن (Bob Dylan)، بروس اسپرینگستین (Bruce Springsteen) و نیل یانگ (Niel Young) به گوش می رسد.


سازدهنی دیاتونیكی (Diatonic) كه ما هم‌اكنون می‏شناسیم، در اوائل قرن نوزدهم، در آلمان ساخته شده است. این ساز بوسیله‌ موج مهاجرین ترك ‌كننده‌ آلمان، به ایالات متحده و بریتانیا برده شد و در اواسط قرن نوزدهم، در سراسر جهان، نواخته می‌شده است.

به دلیل ارزانی این ساز، بسیاری از سیاه پوستان فقیر آمریكا، از این ساز برای نواختن موسیقی تنهایی خود استفاده می كردند تا جایی كه امروزه این ساز، به یكی از متداول ترین سازهای موسیقی بلوز تبدیل شده است.



سازدهنی كروماتیك (Chromatic) نیز در سال 1918 اختراع شد و در دهه 1930 و 1940 به خصوص در اروپا، بسیار مشهور شد. به هر حال هارمونیكا، سالیان سال است كه در دستان میلیونها نوازنده بوده است و صدای آن بیانگر احساسات، هیجانات، شادی ها، غمها و آرامش آنها بوده و خواهد بود.

پیکاب گیتار

نمونه هایی از پیکاپ های معمولی و هوم باکر EMG که با قیمت هایی حدود 70 و 100 دلار بفروش می رسند.
نمونه هایی از پیکاپ های معمولی و هوم باکر EMG که با قیمت هایی حدود 70 و 100 دلار بفروش می رسند.
پیکاپ گیتار
همانطور که می دانید وظیفه پیکاپ (Pickup) گیتار تبدیل ارتعاشات سیمهای ساز به سیگنالهای الکتریکی متناسب با شدت و فرکانس این ارتعاشات است. ایده اصلی و نحوه کار یک پیکاپ مغناطیسی معمولی گیتار به یک هسته مغناطیسی و سیم پیچی که دور آن پیچیده شده است باز می گردد.

نحوه کار به این صورت است که حرکت و ارتعاش سیم های ساز باعث تغییر رلوکتانس میدان شده، تغییراتی را در فلوی میدان می دهند. این تغییرات میدانی، که بطور مستقیم با کیفیت ارتعاش سیم مرتبط است موجب القای جریان الکتریکی متناسب با ارتعاش در سیم پیچ پیکاپ می شود.

کیفیت ساخت
ساختار هر پیکاپ، محل و نحوه قرار گرفتن آن از جمله پارامترهای مهمی هستند که بر روی کیفیت و چگونگی صوت خروجی ساز اثر می گذارند.

بعنوان مثال هر چقدر هسته مغناطیسی قوی تر باشد و یا سیم های ساز به پیکاپ نزدیک تر باشند، خروجی تولید شده شدت بیشتری دارد و یا هرچه تعداد سیم های سیم پیچ کمتر باشد پاسخ فرکانسی پیکاپ به فرکانس های بالا بهتر است و هر چه بیشتر باشد برعکس پاسخ فرکانسی در قسمت های بالا ضعیف می شود.

پیکاپ هایی که تعداد دور سیم پیچ آنها کمتر باشد، دارای امپدانس خروجی کمتری هستند و عمومآ وفاداری بیشتری هنگام تبدیل ارتعاش به الکتریسیته دارند.

باتوجه به ساختارهای متفاوتی که پیکاپ ها می توانند داشته باشند، خروجی پیکاپ مختلف متفاوت است؛ خروجی آنها از چیزی حدود صد میلی ولت شروع می شود و می تواند به یک ولت! هم برسد.

پیکاپ های ارزان قیمت دارای طراحی بد و مواد اولیه نا مرغوب هستند بگونه ای که ممکن است به علت اشکال در پیچیده شدن سیم پیچ، دارای خاصیت خازنی نیز بشوند. بنابراین هنگامی که آنها به کابل ارتباطی با آمپلی فایر متصل می شوند یک مدار تشدید تولید میکنند و در فرکانسهای خاص پدیده رزونانس را بوجود بیاورند.

ارتعاش سیم، باعث تغییر میدان مغناطیسی شده و در سیم پیچ جریانی متناسب با کیفیت ارتعاش القا میکند.
اگر گیتار الکتریک داشته باشید ممکن است با این پدیده برخورد کرده باشید که خروجی صدای یکی از سیم ها یا نتها حجم صوتی بیشتری از سایر سیم ها یا نتها تولید می کنند.

هرچه تعداد دورهای سیم پیچ بیشتر باشد، فرکانس رزونانس پایین تر می آید و از طرف دیگر خاصیت خازنی و سلفی سیم پیچ بیشتر شده و رفتار غیر خطی پیک آپ تشدید می گردد. به همین علت است که در مواردی که نیاز به رفتار خطی و پاسخ فرکانسی بهتر باشیم، لازم است تا از پیکاپ های پیزوالکتریک یا حتی نوری استفاده کنیم.

ناگفته نماند، ممکن است برخی از نوازندگان از خروجی رفتار غیر خطی این پیکاپ ها لذت برده و آنرا مناسب سبک موسیقی خود می دانند.

انواع متداول پیکاپ مغناطیسی
پیکاپ های مغناطیسی بصورت معمول در دونوع ساخته می شود، آنهایی که دارای یک سیم پیچ هستند که معمولآ روی گیتارهای فندر Stratocaster استفاده می شود. جیمی هندریکس، اریک کلپتون و دیوید گیلمور از جمله علاقمندان به صدای این نوع از گیتارها هستند.

نوع دیگر دارای دو سیم پیچ و یک هسته است که بیشتر بنام هومباکر (Humbucker) معروف است که توسط یکی از کارکنان کارخانه گیبسون در سال 1950 اختراع شد، از این پیکاپ ها بیشتر در گیتارهای لس پاول (Les Paul) گیبسون استفاده می شود.

پیکاپ های Single-Coil به تغییرات فلوی مغناطیسی بسیار حساس هستند، بنابراین پاسخ خوبی به کوچکترین ارتعاشهای سیم می دهند. اما از طرف دیگر این حساسیت باعث می شود که آنها جاذب تغییرات میدانهای مغناطیسی موجود در محیط هم باشند، بعنوان مثال تغییر میدانی که در دستگاه های برقی با فرکانس 50-60 هرتز در محیط وجود دارد.

هر چند توسط فیلتر اغلب می توان جلوی تقویت این میادین ناخواسته را گرفت اما در کل وجود نویز در محیط می تواند باعث دردسر در گرفتن خروجی تمیز از این پیکاپ ها باشد؛ برای همین اگر بصورت خانگی با این نوع از سازها کار کنیم عمومآ یک صدای هوم (Hum) به همراه موسیقی از آنها خواهیم شنید.

اما پیکاپ های هومباکر توانسته اند بر این مشکل غلبه کنند. دو سیم پیچ موجود در این پیکاپ ها که از لحاظ الکتریکی سری هستند، در جهت خلاف هم پیچیده می شوند بنابراین نویزی را که از محیط می گیرند دارای ولتاژ معکوس نسبت به هم شده و در مجموع یکدیگر را خنثی می کنند. از طرف دیگر این دو سیم پیچ باعث تقویت جریان حاصل از القای هسته مغناطیسی شده و صدای ساز را قوی تر دریافت می کند.

البته این سبک طراحی پیکاپ هزینه ای هم در بر دارد و آن اینکه بسیاری از هارمونیک های بالای صدای اصلی نیز از این طریق حذف می شوند. چرا که همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم بالا بودن تعداد دور سیم پیچ اندکتانس سیم پیچ را بالا می برد و پاسخ فرکانسی در فرکانس های بالا تضعیف می کند، برای همین است که صدای این گیتارها کمی گرمتر، چاقتر و تیره تر از پیکاپ های Single-Coil بنظر می رسد.

انتخاب گیتار 2- انواع گیتار الکتریک

 
در ادامه مطلب قبل که به بررسی انواع گیتار آکوستیک پرداختیم، در این مطلب قصد داریم در مورد انواع گیتار الکتریک، و انتخاب آن صحبت کنیم. همانگونه که قبلا گفته شد، در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:


Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.


Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.



Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.



Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد

انواع گيتار 1- گيتارهاي آكوستيك

 
گیتار از جمله سازهایی است که امروزه به طور وسیعی در انواع موسیقی – از کلاسیک گرفته تا جز و راک- به کار می رود. انواع این ساز، با طنین صداهای منحصر به خود، طیف وسیعی از علاقمندان سبکهای موسیقی را ارضا می نماید که این موضوع گیتار را پر طرفدارترین ساز معاصر نموده است.

به همین جهت قبل از انتخاب یک ساز مناسب، اولین قدم شناخت و انتخاب نوع ساز مورد علاقه فرد است.

کسانی که برای اولین بار تصمیم به خرید یک گیتار دارند همواره با این سؤال روبرو هستند که چه نوع گیتاری انتخاب کنند. بنا بر این اگر تصمیم دارید برای اولین بار، گیتار را به عنوان یکی از سازهای خود انتخاب کنید بسیار مهم است که در وهله اول بدانید علاقمند به فراگیری چه سبکی از نوازندگی هستید و باید چه نوع سازی انتخاب کنید. این آگاهی شما را در فراگیری موسیقی علاقمند تر و هدفمند تر می سازد .

انواع گیتار


Classic guitar
گیتار کلاسیک (Nylon string acoustic guitar) یا (Classic guitar) این ساز، شناخته شده ترین و مرسوم ترین نوع گیتار در ایران است.

ساختار گیتار کلاسیک از سه سیم نایلونی و سه سیم ابریشمی که با سیم پیچ فلزی پیچیده شده است تشکیل گردیده است. به همین دلیل طنین صدای آن نسبت به انواع دیگر نرم تر و لطیف تر بوده و به خاطر نوع سیمهای آن نوازندگی با آن و انگشت گذاری روی فرتها، نسبتاً راحت تر است. هر چند دسته (neck) گیتار کلاسیک از انواع دیگر پهن تر است و تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی دسته آن نیاز به تمرین بیشتری دارد. دسته این ساز معمولاً (نه همیشه) دارای 12 فرت تا بدنه و 18 فرت تا سوراخ صدا است (3/4).


Cutaway guitar
طنین صدای این ساز (بسته به جنس بدنه و سیم ها) مناسب برای موسیقی کلاسیک، فلامنکو و بعضاً موسیقی پاپ است. بنابر این اگر علاقمند به نوازندگی به سبک کلاسیک یا فلامنکو هستید یا تصمیم دارید برای اولین بار گیتار یاد بگیرید، این نوع گیتار برای شما مناسب تر است. جنس صدای گیتار فلامنکو خشن تر و تیز تر است در حالیکه صدای گیتار کلاسیک آرام، شفاف و لطیف تر است. تفاوت صدای این دو گیتار (با وجود ظاهر و ساختار یکسان) در جنس چوب و سیم به کار رفته است. بدنه گیتار فلامنکو معمولاً از چوب اقاقیای کانادایی (Rosewood) و رویه آنها از چوب صنوبر (Spruce) است که باعث ایجاد صدایی کاملاً خشک و منحصر به فلامنکو می شود.

در نوعی از گیتارها موسوم به Cutaway بدنه دارای انحنائی در یک طرف است که به نوازنده اجازه می دهد تا از فرت های پایین برای اجرای ملودی استفاده نماید. این نوع گیتار کلاسیک در موسیقی پاپ و برخی اجراهای موسیقی جز به کار می رود و معمولاً دارای پیکاپ است.



Acoustic guitar
گیتار آکوستیک (Acoustic guitar) ظاهر این ساز شبیه به گیتار کلاسیک است. سیمهای این گیتار فلزی است و کاسه صدای آن بزرگتر می باشد. به همین دلیل صدای گیتار آکوستیک دارای یک زنگ خاص است و به دلیل همین طنین زنگدار بیشتر در آهنگهای بلوز، کانتری، فولک و راک به کار می رود (و شاید به همین دلیل این نوع گیتار در ایران طرفداران چندانی ندارد). اما اگر از طرفداران موسیقی بلوز، کانتری یا فولک هستید بهتر است این نوع گیتار را انتخاب کنید.

دسته گیتار آکوستیک نسبت به گیتار کلاسیک باریکتر است و سیمها به یکدیگر نزدیک ترند. لذا تکنیکهایی مثل باره گرفتن روی این ساز راحت تر است و حتی بعضاً تکنیکهایی روی این ساز قابل اجرا است که با گیتار کلاسیک امکان پذیر نیستند. مثلاً بعضی از نوازندگان آکوستیک، از انگشت شست دست چپ خود برای گرفتن سیمهای بالاتر استفاده می کنند. البته اجرای صحیح و شفاف نتها با این ساز قدرت بیشتری لازم دارد. چرا که سیمهای این ساز فلزی هستند و حتی در سازهای با اکشن پایین، نسبتاً به نیروی بیشتری برای نواختن نت یا بند کردن (Bending) احتیاج دارند.

جنس این نوع ساز، در انواع مرغوب از جنس Rosewood یا چوب افرا Maple است و دسته آن معمولاً دارای 14 فرت تا لبه بدنه و 20 فرت تا سوراخ صدا است. انواع پیکاپ دار این ساز نیز در بازار وجود دارد.



12 String Acoustic guitar
گیتار آکوستیک 12 سیم (12 String Acoustic guitar) این نوع گیتار کاملاً شبیه به گیتار آکوستیک است. با این تفاوت که دارای 12 سیم بوده، اما هر 2 سیم دارای یک کوک می باشند و با هم نواخته می شوند، لذا حجم صدای تولید شده آن بالاتر از آکوستیک است و به همین دلیل مناسب اجرای ریتم در موسیقی هستند و از آنها برای نواختن سولو استفاده نمی کنند. نواختن این نوع گیتار نیاز به قدرت زیاد و تمرین فراوان دارد. (بهتر است هرگز این ساز را به عنوان ساز اول خود انتخاب نکنید).



Ovation Guitar
گیتار آوِیشن (Ovation Guitar) گیتار آوِیشن نسل جدیدی از گیتارآکوستیک است که کاسه صدای آن از جنس PVC می باشد و اولین بار در دهه 50 مدلهای نخست آن تولید شدند. گیتار آویشن دارای یک پیکاپ "پیزو" است (لینک به مطلب پیکاپها) و صدایی بین گیتار الکتریک و آکوستیک تولید می کند. اما صدای بدون پیکاپ آنها مشابه گیتار آکوستیک است. برخی از انواع آویشن ها به دلیل تغییراتی که در سوراخ صدای آنها ایجاد شده است، دارای ظاهر بسیار زیبا و منحصر به فردی هستند.

این ساز بیشتر مناسب نوازندگان آکوستیکی است که در کنسرتهایشان با مشکل فیدبک (Feed Back) در صداهای بالای آمپلی فایر دست و پنجه نرم می کنند.



Dobro Resonator Guitar
دوبرو یا گیتار رزوناتور (Dobro- Resonator Guitar) در اواخر دهه 20 میلادی که گیتار به عنوان یکی از سازهای اصلی موسیقی بلوز مطرح شده بود، طیف جدیدی از درخواستها از سازندگان گیتار در آمریکا، مبنی بر ساخت نوعی از گیتار که صدای بلندتر و پر طنین تری داشته باشد و برای ضبط در استودیو های ابتدایی آن زمان مناسب باشد، آغاز شد.

برای اولین بار در سال 1920 گیتارهایی با بدنه آلومینیوم، با طراحی خاص سوراخهای صدا، ساخته و عرضه گردید که مورد توجه نوازندگان بلوز قرار گرفت. این گیتارها به "دوبرو" موسوم هستند و صدایی به اصطلاح "تودماغی" دارند. این ساز معمولاً با اسلاید (یک لوله فلزی یا شیشه ای که در یکی از انگشتان دست چپ نوازنده قرار می گیرد و نوازنده آن را روی سیم می لغزاند) نواخته می شود. این نوع گیتار تنها در برخی قطعات بلوز (به خصوص سبک دلتا بلوز) و بلوگرس (Blue grass) به کار می رود و در ایران بسیار بسیار به ندرت یافت می شوند.

آکاردئون بایان (bandoneón)

آکاردئون بایان (bandoneón)
نامهای قسمتهای مختلف آکاردئون بایان به زبان انگلیسی
تاریخچه
آکاردئون بایان مشتق شده از سازی آلمانی به نام Konzertina است که در سال 1845 ساخته شده؛ اولین آکاردئون بایان، که در واقع Konzertina ای با بیش از 70 دکمه بود، در سال 1856 ساخته شد. طی سالیان متمادی این ساز در کشور آلمان دستخوش تغییرات بسیار شده و در سایزها و مدل های مختلف عرضه گشته است.

از معروفترین مدل های بایان می توان به "Reinlander " اشاره کرد که در اواخر قرن بیستم به آرژانتین آورده شد و همچنین " Chemnitze" که توسط مهاجرین لهستانی به کشور آمریکا وارد شد. در آن زمان بسیاری از کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، بخش عمده ابزار و آلات مورد نیازصنعت موسیقی کشورشان را از آلمان خریداری می نمودند، انواع مختلف آکاردئون نیز در کشورهایی چون برزیل و کلمبیا مورد استفاده قرار می گرفت.

بایان به سرعت در بوینس آیرس جای خود را باز کرد و به سمبل تانگو تبدیل شد، هرچند این ساز هیچگاه در کشور آرژانتین ساخته نشد. اکثر بایان ها توسط فردی به نام ALFRED ARNOLD در آلمان ساخته می شد.

بایان آرژانتینی یک ساز دو صدایی با 72 دکمه است، هر دکمه در حالت باز یا بسته بودن آکاردئون نت متفاوتی را اجرا می کند. 37 دکمه در سمت راست برای نت های ملودی (melody notes) و 35 دکمه در سمت چپ جهت اجرای نت های باس (notes bass) قرار گرفته است. در سال 1925 یک نوازنده آکاردئون ایتالیایی الاصل به نام Charles Peguri که ساکن کشور پاریس بود، آکاردئونی طراحی کرد که در آن هر دکمه بدون توجه به حالت باز یا بسته بودن ساز یک نت خاص را اجرا می نمود.

این ساز که " chromatic" نامیده می شد، در کلیه اجراهای تانگوی کشور فرانسه به کار گرفته می شد. آستور پیازولا در زمره نوازندگان چیره دست این ساز است که نامش مهر" ساز تانگو" را بر آکاردئون بایان حک کرده است.

پن فلوت (II)

پای ژیائو
 
پن فلوت (II)
شواهد وجود پن فلوت در اشعار اوید Ovid، شاعر یونان باستان و در میان تصاویر روی ظروف و مجسمه های سراسر اروپا دیده میشود. برای مثال در یک کولونی رومیان، سازی متشکل از 7 نی که به شیوه دیاتونیک (وابسته به مقياس کليد هشت آهنگى در هر اکتاو) کوک شده بود و همچنین شواهد مکتوبی از این ساز در چند کتابچه راهنما یافته شده است.

فاصله زمانی بین دو جنگ جهانی، اوج دوران نوازندگان پن فلوت بود. آنها در اروپا به همه جا میرفتند و با وجود اینکه تعداد آنها نسبت به قرن 19 کمتر شده بود، اما کیفیت کارشان بی نظیر بود.

در دوران نزدیک به جنگ دوم جهانی، تعداد نوازندگان ثبت شده پن فلوت در کل رومانی 16 نفر بود و احیای مجدد این ساز پس از جنگ و توسط یک نوازنده بسیار مشهور به نام فانیکا لوکا Fănică Luca که در نمایشگاه جهانی سال 1937 در پاریس و 1939 در نیویورک برنامه اجرا کرده و کنسرتهای متعددی در فرانسه، انگلستان، لهستان، مصر، چین و روسیه برگزار کرده بود، انجام گرفت.

در سال 1949، لوکا به کمک انستیتوی تحقیقات رنسانس در بخارست، کلاسهای آموزش پن فلوت را آغاز کرد و این کلاسها تا زمان مرگ او در سال 1968 تحت نظر وی ادامه یافت.

فانیکا لوکا مردی بود که خودش از تحصیلات عالیه بی نصیب مانده و دانش او بیشتر برپایه تجربه بود تا تعلیم و به همین ترتیب شیوه تدریس او نیز مخصوص به خودش بود. نتیجه این پرکاری عالی بود و نسلی از نوازندگان پن فلوت در پایان دهه 70 در غرب به وجود آمد که گئورگ زمفیر Gheorghe Zamfir، دامیان لوکا Damian Luca، نیکولای پیروو Nicolae Pirvu و عده ای دیگر از آن جمله اند.

شواهدی از پن فلوت در نقاط مختلف جهان
این تصور که پن فلوت تنها در اروپا استفاده میشود، نادرست است. در آسیا بعضی از قدیمیترین اجداد پن فلوت یافته شده است که پای ژیائو p'ai hsiao نام دارد که نوعی پن فلوت است که بلندترین نی آن در وسط قرار گرفته و باقی نی ها به ترتیب قد از بلند به کوتاه در دو سمت آن چیده شده اند.

این ساز برای انجام مراسم رسمی و مذهبی مورد استفاده قرار میگرفته است. در British Museum لندن، نقش برجسته هایی از دوران گاندارای هند از قرن اول تا پنجم بعد از میلاد وجود دارد که در آن زنانی به نواختن سیرینکس، نی، دونای و طبل مشغولند.

پن (خدای شبانان و گله ها) و فلوتش


وجود پن فلوت در آفریقا چندان مشهود نیست.البته در یکی دو مورد و در مناطق محدودی در شرق و مرکز آفریقا مانند اوگاندا، نوعی پن فلوت ابتدایی با 2 تا 6 نی یافته شده است.

در آمریکای جنوبی، به خصوص پرو و بولیوی پن فلوت همان قدر زنده و رایج است که در رومانی. این ساز همواره در موسیقی فولکلوریک این مناطق به کار میرود و در بشتر موزه های جهان ما با شواهدی از وجود پن فلوت در دوران 300 تا 1500 میلادی روبرو میشویم.

منشاء این ساز در آمریکا، به اقوام اینکا و مایا باز میگردد که به نامهای روندادور rondador، آنتارا antara، هایورا hauyra، پوهورا puhura و سیکو siku خوانده میشده است. در این ساز، نی ها توسط یک تیر عرضی به یکدیگر متصل شده و با بندی از جنس گیاه به هم بسته میشدند. این نیها به اندازه پن فلوت رومانی محکم بسته نمیشدند.


با این وجود امروزه پن فلوت یک ساز بدوی و مخصوص ترانه های روستایی و محلی به شمار نمی آید بلکه به عنوان سازی مهم و مستقل شناخته میشود.


 

پن فلوت (I)

پن فلوت (I)
پن فلوت pan flute (که به نامهای سیرینکس syrinx یا کوییلز quillsهم خوانده میشود) یکی از باستانی ترین سازها است که بر اساس قوانین لوله های صوتی بسته ساخته میشود و معمولا با ده یا بیش از ده نی که به ترتیب طول و گاهی قطر کنار هم چیده شده اند ساخته میشود.

سیرینکس سازی بوده است که مدتها در میان اقوام مختلف و به عنوان ساز عوام (folk instrument سازهایی که توسط مردم عادی و برای اجرای موسیقی فولکلوریک ساخته شده و مخترع واقعی آن مشخص نیست) رواج داشته است و جد سازهایی چون ارگ بادی یا pipe organ و هارمونیکا harmonica به شمار میرود. این ساز به دلیل اینکه ساز مورد علاقه پن pan، خدای حامی شبانان و گله ها در یونان باستان به شمار می آمد، چنین نامگذاری شده است.

نی های این ساز از یک سمت بسته هستند در نتیجه امواج صدا باید دو مرتبه طول نی را بپیماید و به همین دلیل هر نت یک اکتاو پایینتر از نت مشابهی است که با یک نی هم اندازه اما باز ایجاد میشود.

در آمریکای جنوبی برای ساختن پن فلوت و کوک کردن نی ها در شدت مناسب صوتی از دانه خشک ذرت یا ریگهای کوچکی که در ته هر نی قرار میدهند استفاده میکنند.

سازندگان امروزی پن فلوت به شکل منحنی رومانیایی آن، برای کوک کردن ساز از موم(عموما موم زنبور) استفاده میکنند و برای این کار از ابزارهای خاصی استفاده میکنند. چوب پنبه و دریچه های لاستیکی نیز برای کوک کردن این ساز به کار میروند که استفاده از آنها سریعتر و ساده تر است.

پن فلوت با افقی دمیدن در نوک تیز لبه داخلی سمت باز نیها نواخته میشود. این کار مجموعه منظمی از پالسها تولید میکند که در طول لوله به امواج صوتی تبدیل میشوند. هر نی یا لوله برای نت خاصی کوک شده است که نت ابتدایی نامیده میشود. با زیاد دمیدن یا overblowing که به معنای افزایش شدت دمیدن و فشردن لبها بر ساز است، نتهایی که فرکانس آنها از نت ابتدایی بالاتر است یا هارمونیک ها تولید میشوند.

پن فلوت رومانیایی طوری ساخته میشود که نی ها در یک ردیف منحنی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. این حالت به نوازنده امکان میدهد که تنها با چرخش سر خود به سادگی به تمام نتها دسترسی داشته باشد.

این سازها قادر به اجرای انواع نواهای زیر و بم هستند که با روش خاصی که مرکب از اریب گرفتن ساز و حرکات فک نوازنده است به وجود می آیند. یک نوازنده ماهر میتواند در هر میزان و کلیدی بنوازد.

برای تولید واریاسیون وجود دارد، یکی توسط لرزش و درواقع کم و زیاد شدن شدت دمیدن و دیگری با حرکات دست ایجاد میشود. در روش دستی یا hand vibrato، نوازنده-با حرکتی بسیار شبیه به دست ویولونیستی که با انگشتان خود در سیمها لرزش ایجاد میکند- یک طرف ساز(معمولا سمت بلندتر آن) را به آرامی حرکت میدهد. در روش تنفسی یا diaphragm vibrato از روشی مشابه تغییر شدت دمیدن در سازهایی چون فلوت و سازهای بادی دیگر استفاده میشود.

تاریخچه پن فلوت
اگر ساز را صرفا وسیله ای برای تولید صوت بدانیم، بنا به نظر بسیاری از متخصصان و تاریخ دانان، پن فلوت به خاطر سادگی بیش از حد خود از باستانی ترین سازها به شمار می آید و شاید سازهای کوبه ای تنها سازهایی باشند که از آن قدیمی ترند.

احتمالا بشر همانطور که آموخت میتواند با ضربه زدن به اشیا اطراف خود، صدا تولید کند، به طور اتفاقی متوجه شد که با دمیدن در اجسام تو خالی نیز صدا تولید میشود و به احتمال فراوان اولین نوع چنین سازهایی تنها از یک لوله یا نی تشکیل میشده اند. 



کشف زیر و بمهای صدا و نحوه تولید آنها مدت زیادی به طول انجامیده است. جالب است که هیچ منطقه یا قوم خاصی را نمیتوان سرمنشاء این ساز دانست زیرا آثاری از فلوت و پن فلوتهای ابتدایی در نقاطی از جهان کشف شده است که در گذشته هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته اند و در واقع پن فلوت در میان جوامع مختلف، در زمانی ساخته شده که آن جامعه در سطح دانش و توانایی خاصی قرار داشته است که این به معنای اعصار مختلف و زمانهایی متفاوت است.