X
تبلیغات
اکوردهای گیتار و نت های گیتار - سبک شناسی

اکوردهای گیتار و نت های گیتار

اکوردها و نت های گیتار برای دوستان گیتاریست

تاريخچه پيدايش و تکامل گيتار

تاريخچه پيدايش و تکامل گيتار

گیتار به سازهای گروه کوردوفن Cordophones تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.
به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.

عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری Greek  Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا آورده سده گرفته شده است.
اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است.

از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده.
ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی  Harp Arqueeگردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی کار گذاشته شد.

یونانیها دو نوع لیر داشتند ، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رمیها تغییر شکل یافت و نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است .
بعدها رو می ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا ، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت.
در واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید . این گیتار ها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند به تدریج در قرنهای چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسمهایی از قبیل : گیتارا ، گیترنه،گیترن Giteren( سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد.) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن ، با اسمهایی از قبیل: ویهوئلVihuelaا در اسپانیا و ویولا Viola در ایتالیا خوانده می شدند.
بعضی از این سازها با آرشهde arco ، بعضی با مضراب  de penolaو بضی دیکر هم با انگشتde mano نواخته می شدند.
از ویهوئلای انگشتی ( ویهوئلا دمانو ) نوعی گیتار پدید آمد.
درطی قرنهای چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلا تغییرات قابل توجه ای بوجود آمد به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد شد و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار شدند.در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.
از آن پس گیتار بدنه ای بزرگتر و شکلی مدورتر به خود گرفت .
در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند. ویوئلا (یعنی نوع اشرافی گیتار ) در اسپانیا به منزله لوت در سایر نقاط اروپا بود. در طی قرن شانزده گیتار در دربار فرانسه دوران اوجی را پشت سر گذاشت.

لوت

در آن زمان گیتار چهار کر (" Choeurs این کلمه معادل انگلیسی آن course است

، در اصل به معنی هم آهنگی و همسرائی است ولی در اینجا به معنی سیم های جفت که گاهی با اکتاو یکدیگر کوک میشده اند.به این ترتیب مثلاً گیتار پنج کر دارای ده سیم بود که دوتا دوتا با هم کوک میشدند".) وجود داشته گر چه در اوایل قرن هفدهم گیتار چهار کر همراه با ویهوئلا جای خود را به گیتار پنج کر دادند.



لير


ظاهراً در قرن شانزدهم میلادی بود که گیتار پنج کر در اسپانیا ظهور کرد.در اوایل قرن هفده گیتار پنج کر در اسپانیا طرفداران زیادی داشت و در کشورهایی چون فرانسه و ایتالیا نیز رواج یافت.


در این عصر، گیتار در اسپانیا سازی مردمی بود در صورتی که در ایتالیا تا حد بسیار زیادی یک ساز اشرافی به شمار می آمد.در نیمه قرن هجده هنوز هم گیتار پنج کر ساخته میشد ولی کمیت آن رو به کاستی میرفت.ضمناً گیتارهای این دوره اندک تفاوتی با گیتارهای قرن هفده داشتند.


سالهای 1770 و 1780 گیتار پنج کر جای خود را به گیتار شش کر تغییر داد و در فرانسه و ایتالیا گیتار با سیمهای ساده جای گیتار با سیمهای جفتی را گرفت .در فاصله سالهای 1770 تا 1850 روی ساختمان آن تجربیات فراوانی به عمل آمدو عاقبت تمام این کارها منجر به خلق گیتار مدرن گردید.در سال 1780 ،گیتار شش کر به اسپانیا معرفی گردید و بسیار رواج پیدا کرد.


اسپانیاییها در فنون ساختن این ساز به طور چشمگیری پیشرفت کردند.


بیشتر این نوع گیتارها در اسپانیا از جنوب گشور آمده بودند.شهر کدیز که در نزدیکی سویا واقع شده بود، مرکز عمده تولید گیتار محسوب میشد. در ضمن گیتارهای ساخت ای دو شهر (کدیز و سویا ) بسیار پر نقش و نگار بودند.


پرتغالیها نیز در ساختن گیتارهای شش کر رهروی اسپانیایی ها بودند.


اسپانیایی ها مثل پرتغالی ها سالهای زیادی پس از باب شدن گیتار با شش سیم ساده همچنان گیتار شش کر را ترجیح میدادند.


البته این کار ناشی از بی اطلاعی آنها نبود. در حقیقت مردم این دو کشور کاملاً در جریان تغییر و تحولات گیتار شش سیم تکی در سایر نقاط اروپا بودند و لیکن اسپانیاییها از توانایی گیتار شش کر در همراهی آوازهای اندلسیایی و رقصهای آن کاملاً مطلع بودند و به این خاطر مدتهای مدیدی پس از باب شدن گیتار شش سیم تکی همچنان از گیتار شش کر استفاده میکردند.


اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده دورا تحول گیتار محسوب میشود و فرانسویها و ایتالیایی ها در امر تبدیل گیتار به یک ساز شش سیم ساده و نیز تدوین کوک مدرنپیشگام بودند.


در طی این سالها گیتار با شش سیم ساده نسبتاً شکل استانداردی پیدا کرد و نیز همراه با رایج شدن سیمهای تک،خرک گیتار نیز تغییراتی یافت به صورتی که سیمها به آن گره میخوردند.ترقی چشمگیر گیتار در اوایل قرن نوزده یکی از نمات برجسته تاریخ آن است


گیتارهای ساخت آنتونیو د تورس خواردوی اسپانیایی (Antonio de Torres Jurdo) 1892-1817شباهتهای کامل خود را به گیتارهای امروزی نشان میدهند.


تورس مشهور ترین و پیشروترین گیتار ساز جهان به شمار می آید.


از تحولات بعدی که در گیتار بوجود آمد، نایلومی کردن سیمهای گیتار است.نخستین سیمهای نایلونی، ساخت کارگاه سیم سازی آلبرت آگوستین (Albert Augustine)بود.


قبل از این سیمهای زیر گیتار همه از جنس روده (زه) و سیمهای باس آن از جنس ابریشم نتابیده بوده که نوار فلزی به دور آن می پیچیدند.


این نوع سیمها اشکالات قابل ملاحظه ای  داشتند. ازجمله اشکالات آنها میتوان به آسانی از کوک خارج شدن آنها،مقاومت کم و عدم یکنواختی ضخامت آنها بود که ارتعاشهای غلطی را به دنبال داشت.


همانطور که معرفی و ساخت گیتار مدرن را به تورس نسبت میدهند، عامل غنای موسیقایی و فنی این ساز را نیز عموماً به فرانسیسکو د آسیس تارگا ایکسیا (Francisci de Asis Tarrega Eixea 1852-1990)نسبت میدهند.



تارگا نوازنده بزرگی بود که اصول تکنیکی محکمی برای این ساز پایه گذاری کرد و اما تحول وسیع این ساز را بیشتر مرهون فرناندو سور (Fernandi Sor)ودیونیزیو آگوادو که هر دو اسپانیایی هستند میدانند.


در واقع اسپانیا تنها کشوری بود که پس از رواج یافتن گیتار،مردم آن دیگر هرگز از آن دل نکندند.


با اینکه سلیقه اشرافیت اسپانیا دائم در حال تغییر بود ولی مردم عادی برای همراهی رقص و آواز خود کماکان از گیتار بهره می جستند.


در حقیقت اسپانیا کشوری بود که میتوان گفت گیتار در آن ساز ملی به شمار می رفت و گیتار همچنان به عنوان یک عنصر اصلی زندگی باقی ماند.


دیدرو دالامبر صاحبان دائره المعارف در سال 1751 که هر دو از ادبا و نویسندگان بزگ فرانسه به شمار می روند،در دائره المعارف خود در مورد گیتار چنین اظهار داشته اند:


"صدای این ساز به حدی دلنشین است که برای تمام لطافتهای آن باید مطلقاً سکت بود ... بایستی با آن تکنوازی یا با صدای سازی از نوع خودش همراهی کرد ..."

در مورد نحوه پيدايش و تاريخچه ساز گيتار مطالبی را بعرض رسانديم .


اما يکی از مطالب جالب در اين مورد مطلبی است از نوازنده مشهور سبک فلامنکو : پاکو دلوسيا


که در يکی از آلبومهای خود به اسم زرياب که در آن اشاره ای به نحوه پيدايش اين ساز نموده است.



 

 زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایرانی است که در ز مان حکومت عباسیان ظهور کزد . وی همدوره ابراهیم موصلی و فرزندش اسحق از بزرگترین مو سیقیدانان دربارعباسیان بود.


ابراهیم موصلی فرزند ماهان فرزند بهمن ، فرزند پشنگ  که همگی از کشاورزان ارجان شیراز بودند در کوفه بدنیا آمد.


وی موسیقی را نزد یک زرتشتی به نام جانویه که در شهر ری زندگی میکرد فرا گرفت و در همین شهر بود که با دختری به نام شاهک رازی وصلت کرد که حاصل فرزندی بو به نام اسحق .


میگویند گوش موسیقی ابراهیم چنان قوی و حساس بود که اگر در میان سی نوازنده کوک یکی از آنها نا برابر بود وی آن را بخوبی در میافت.


اما ابولفرج اصفهانی نویسنده کتاب اغانیفرزند وی اسحق موصلی را به دریا  و موسیقیدانان دیگر به نهر و جوی آب تشبیه کرده است . وی همچون پدر از مقربان دربار هارون الرشید بود و نزد مامون نیز صاحب منزلتی رفیع بود . معتصم خلیقه درباره وی گفته است:


" هرگاه اسحق آواز میخواند به نظرم چنین می آید که کشور من وسیعتر میشود" از افتخارات اسحاق تربیت شاگردی چون زریاب است.


     


پاکو دلوسيا نوازنده برجسته فلامنکو


زریاب (اواخر قرن هشتم میلادی ) موسیقی این منطقه را به شمال آفریقا و اسپانیا برد و در آنجا رواج داد. اسپانیائیها وی را مخترع گیتار می دانند .


وی سیم پیچی بر عود افزود و می گویند که ده هزار آواز را باآهنگشان از بر داشت. وی تا آخر عمر در کوردوبا از شهرهای اسپانیا میزیست و در آنجایک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تاثیر بسزایی در موسیقی اندلس داشت ابن خلدون عالم فلسفه تاریخ و مورخ مغربی در باره این شاعر ، خواننده و نوازنده بزرگ چنین می گوید:


" موصلیان (ابراهیم و اسحق موصلی ) غلامی داشتند که نام او زریاب بود او فن مو سیقی را از آنان فراگرفته و در آن مهارت یافته بود . از این رو موصلیان به وی رشک بردند و اورابه مغرب گسیل داشتند.


زریاب به درگاه حکم بن هشام بن عبد الرحمن داخل امیر اندلس رسید . و او در گرامی داشتن زریاب مبالغه کرد و به دیدار او شتافت و به وی جایزه های عالی بخشید و اقطاعها مقرریه برای اوتعیین کرد ، و وی را به بارگاه دولت و در میان ندیمان خویش به پایگاهی بلند رسانید .


از این رو در اندلس هنر موسیقی به سبب زریاب پیشرفت شایان کرد و پس از وی تا روزگار ملوک طوایف یادگارها و آثار او همچنان باقی و متداول بودو از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد .


 چنانکه در اشپیلیه (اسپانیا) نمونه های هنری وی بدانسان توسعه یافت که همچون دریایی بیکران بود و پس از زایل شدن رونق و شکوهش آن شهر یادگارهای هنری زریاب از آنجا به کشورهای ساحلی افریقیه  و مغرب منتقل شد و در شهر های آن سرزمین تقسیم گردید .


و با آنکه عمران و تمدن افریقیه به قهقرا بازگشته و دولتهایشان رو به نقصان می روند  هنوز هم بقایای هنری زریاب در آن سرزمین یافت میشود.



+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 4:17  توسط علی فرزین  | 

تاریخچه گیتار

در قرن شانزده اين دو ساز در اسپانيا بسيار رايج بودند و نوازندگي با انگشت به حدي عموميت پيدا کرد که پسوند de mano در اين کشور به کلي از اسم اين سازها حذف شدند.

ويوئلا (يعني نوع اشرافي گيتار ) در اسپانيا به منزله لوت در ساير نقاط اروپا بود. در طي قرن شانزده گيتار در دربار فرانسه دوران اوجي را پشت سر گذاشت.
در آن زمان گيتار چهار کر (" Choeurs اين کلمه معادل انگليسي آن course است
، در اصل به معني هم آهنگي و همسرائي است ولي در اينجا به معني سيم هاي جفت که گاهي با اکتاو يکديگر کوک ميشده اند.به اين ترتيب مثلاً گيتار پنج کر داراي ده سيم بود که دوتا دوتا با هم کوک ميشدند".) وجود داشته گر چه در اوايل قرن هفدهم گيتار چهار کر همراه با ويهوئلا جاي خود را به گيتار پنج کر دادند.
ظاهراً در قرن شانزدهم ميلادي بود که گيتار پنج کر در اسپانيا ظهور کرد.در اوايل قرن هفده گيتار پنج کر در اسپانيا طرفداران زيادي داشت و در کشورهايي چون فرانسه و ايتاليا نيز رواج يافت.


در اين عصر، گيتار در اسپانيا سازي مردمي بود در صورتي که در ايتاليا تا حد بسيار زيادي يک ساز اشرافي به شمار مي آمد.در نيمه قرن هجده هنوز هم گيتار پنج کر ساخته ميشد ولي کميت آن رو به کاستي ميرفت.ضمناً گيتارهاي اين دوره اندک تفاوتي با گيتارهاي قرن هفده داشتند.
سالهاي 1770 و 1780 گيتار پنج کر جاي خود را به گيتار شش کر تغيير داد و در فرانسه و ايتاليا گيتار با سيمهاي ساده جاي گيتار با سيمهاي جفتي را گرفت .در فاصله سالهاي 1770 تا 1850 روي ساختمان آن تجربيات فراواني به عمل آمدو عاقبت تمام اين کارها منجر به خلق گيتار مدرن گرديد.در سال 1780 ،گيتار شش کر به اسپانيا معرفي گرديد و بسيار رواج پيدا کرد.


اسپانياييها در فنون ساختن اين ساز به طور چشمگيري پيشرفت کردند.
بيشتر اين نوع گيتارها در اسپانيا از جنوب گشور آمده بودند.شهر کديز که در نزديکي سويا واقع شده بود، مرکز عمده توليد گيتار محسوب ميشد. در ضمن گيتارهاي ساخت اي دو شهر (کديز و سويا ) بسيار پر نقش و نگار بودند.
پرتغاليها نيز در ساختن گيتارهاي شش کر رهروي اسپانيايي ها بودند.


اسپانيايي ها مثل پرتغالي ها سالهاي زيادي پس از باب شدن گيتار با شش سيم ساده همچنان گيتار شش کر را ترجيح ميدادند
البته اين کار ناشي از بي اطلاعي آنها نبود. در حقيقت مردم اين دو کشور کاملاً در جريان تغيير و تحولات گيتار شش سيم تکي در ساير نقاط اروپا بودند و ليکن اسپانياييها از توانايي گيتار شش کر در همراهي آوازهاي اندلسيايي و رقصهاي آن کاملاً مطلع بودند و به اين خاطر مدتهاي مديدي پس از باب شدن گيتار شش سيم تکي همچنان از گيتار شش کر استفاده ميکردند.


اواخر قرن هجده و اوايل قرن نوزده دورا تحول گيتار محسوب ميشود و فرانسويها و ايتاليايي ها در امر تبديل گيتار به يک ساز شش سيم ساده و نيز تدوين کوک مدرنپيشگام بودند.
در طي اين سالها گيتار با شش سيم ساده نسبتاً شکل استانداردي پيدا کرد و نيز همراه با رايج شدن سيمهاي تک،خرک گيتار نيز تغييراتي يافت به صورتي که سيمها به آن گره ميخوردند.ترقي چشمگير گيتار در اوايل قرن نوزده يکي از نمات برجسته تاريخ آن است

گيتارهاي ساخت آنتونيو د تورس خواردوي اسپانيايي (Antonio de Torres Jurdo) 1892-1817شباهتهاي کامل خود را به گيتارهاي امروزي نشان ميدهند.

تورس مشهور ترين و پيشروترين گيتار ساز جهان به شمار مي آيد.
از تحولات بعدي که در گيتار بوجود آمد، نايلومي کردن سيمهاي گيتار است.نخستين سيمهاي نايلوني، ساخت کارگاه سيم سازي آلبرت آگوستين (Albert Augustine)بود.
قبل از اين سيمهاي زير گيتار همه از جنس روده (زه) و سيمهاي باس آن از جنس ابريشم نتابيده بوده که نوار فلزي به دور آن مي پيچيدند.

اين نوع سيمها اشکالات قابل ملاحظه اي داشتند. ازجمله اشکالات آنها ميتوان به آساني از کوک خارج شدن آنها،مقاومت کم و عدم يکنواختي ضخامت آنها بود که ارتعاشهاي غلطي را به دنبال داشت.
همانطور که معرفي و ساخت گيتار مدرن را به تورس نسبت ميدهند، عامل غناي موسيقايي و فني اين ساز را نيز عموماً به فرانسيسکو د آسيس تارگا ايکسيا (Francisci de Asis Tarrega Eixea 1852-1990)نسبت ميدهند.
تارگا نوازنده بزرگي بود که اصول تکنيکي محکمي براي اين ساز پايه گذاري کرد و اما تحول وسيع اين ساز را بيشتر مرهون فرناندو سور (Fernandi Sor)وديونيزيو آگوادو که هر دو اسپانيايي هستند ميدانند.

در واقع اسپانيا تنها کشوري بود که پس از رواج يافتن گيتار،مردم آن ديگر هرگز از آن دل نکندند.
با اينکه سليقه اشرافيت اسپانيا دائم در حال تغيير بود ولي مردم عادي براي همراهي رقص و آواز خود کماکان از گيتار بهره مي جستند.
در حقيقت اسپانيا کشوري بود که ميتوان گفت گيتار در آن ساز ملي به شمار مي رفت و گيتار همچنان به عنوان يک عنصر اصلي زندگي باقي ماند.
ديدرو دالامبر صاحبان دائره المعارف در سال 1751 که هر دو از ادبا و نويسندگان بزگ فرانسه به شمار مي روند،در دائره المعارف خود در مورد گيتار چنين اظهار داشته اند:

"صداي اين ساز به حدي دلنشين است که براي تمام لطافتهاي آن بايد مطلقاً سکت بود ... بايستي با آن تکنوازي يا با صداي سازي از نوع خودش همراهي کرد ..."

شاد و پيروز باشيد .( علی فرزین)
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 2:54  توسط علی فرزین  | 

فلامینکو

تاريخ پيدايش فلامنکو * به صورت خيلي خلاصه *



فلامنكو هنر يا به عبارتى قسمتى از زندگى و فرهنگ مردم آندلس اسپانيا است. به طورى كه Romon Montaya از بزرگان اين سبك مى گويد: «همين هوايى كه استنشاق مى كنيم سرشار از واقعيت هاى فلامنكو است !!»
•••
۱ ريشه ها و پيدايش فلامنكو
در حدود سال ۱۴۴۷ ميلادى قبايل متعددى از كولى ها، از طريق كاتالونيا وارد خاك اسپانيا شدند. كولى ها با توجه به شرايط زندگى هميشه در سفرشان، در رابطه با ريتم و موسيقى داراى قابليت هاى برجسته اى بودند. آنها در آندلس(نام يک شهر) به انواع متنوعى از موسيقى برخوردند كه فوق العاده غنى و شاعرانه بود. اين موسيقى محلى چنان با روحياتشان مناسبت نزديك پيدا كرد كه خيلى زود به قسمتى از وجود آنها مبدل شد. كولى ها از يك طرف اين موسيقى را تقليد مى كردند و از طرف ديگر عناصر جديدى به آن مى افزودند. حاصل اين ازدواج پديده اى به نام فلامنكوى آوازى بود.
بنابراين بدون ترديد عنصر اصلى فلامنكو، آندلسى ها و كولى ها بودند. بعدها از موسيقى مراكشى و هندى و يهودى تاثيرات فراوانى گرفت و امروزه با تركيبى از موسيقى كلاسيك و جز به سبكى قدرتمند تبديل شده است.
در مورد زمان شروع فلامنكو هيچكس نمى تواند با اطمينان اظهارنظر كند، زيرا شواهد ثبت شده در اين رابطه بسيار معدود است و مشكوك.
ولى به طور كلى تاريخ فلامنكو را به دو دوره مى توان تقسيم كرد: اولين دوره از ابتداى قرن نوزدهم تا ۱۸۶۰ است كه در اين دوره فلامنكو بخشى از زندگى كولى هاى آندلس و مردم فقير آن منطقه محسوب مى شد .دومين دوره بين سال هاى ۱۸۶۰ تا ۱۹۱۰ است كه به دوره «كافه كانتانته ها» معروف است. در اين مرحله كولى ها كه به دوره گردى مى پرداختند، فلامنكو را از مرزهاى آندلس خارج كردند.

۲ از فلامنكوى سنتى تا مدرن
اين دو به هيچ عنوان دو چيز مجزا از يكديگر نيستند، بلكه فلامنكوى مدرن با حفظ قالب هاى اصلى اين موسيقى با بهره گيرى از هارمونى و تكنيك هاى پيشرفته تر، نوع ارتقا يافته اين موسيقى است و بدون درك صحيح فلامنكوى سنتى و قالب هاى آن دستيابى به فلامنكوى مدرن ميسر نيست.
در دوره اول هيچ گونه گواهى دال بر استفاده از ساز گيتار وجود ندارد. اما در دوره دوم گيتار , كه از قبل ساز اصلى اسپانيايى ها محسوب مى شد، براى همراهى و تقويت صداى انسان مورد استفاده قرار مى گرفت. نكته قابل توجه و شگفت انگيز اينكه گيتار , كه بعدها به دو عنصر ديگر يعنى رقص و آواز اضافه شد، در حال حاضر تنها عنصر فلامنكو است كه مى تواند به تنهايى نيز به هنرنمايى بپردازد.
آوازها و رقص هاى فلامنكو كه ادغامى بود از رقص ها، دست زدن با كف دست و سر انگشتان كه در اصطلاح آنها را Sordas و Fuertes مى نامند، انجام مى شد.بعدها استادان با ارزشى چون نينو ريكاردو، رومون مونتايا و آگوستين كاستلون و تنى چند به صورت تكنوازى با پنج انگشت دست راست به مرحله بالاترى از نظر هنرى در اين سبك راه يافتند....
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:47  توسط علی فرزین  |